السيد مرتضى العسكري ( مترجم : اديبى لاريجانى )
30
صلاة أبي بكر ( آخرين نماز پيامبر ) ( فارسى )
شگفتا از كسى كه مرگ پيامبر ( ص ) را انكار مىكرد و به گفتهء طبرى ، « آن قدر مرگ پيامبر ( ص ) برايش سنگين بود كه زانوهايش ، سست شد و به زمين افتاد » ، « 1 » پيكر بىجان پيامبر ( ص ) را در ميان خانوادهاش رها كرد و با دوستانش به سمت سقيفه رفتند ! البته اين ، اوّلين بارى نبود كه مردم ، پيامبر ( ص ) را رها مىكردند ؛ بلكه در زمان حيات پيامبر خدا نيز حضرت را كه مشغول خواندن خطبههاى نماز جمعه بود ، رها كردند و به سوى كاروان تجارىاى كه همان ساعت وارد شهر شده بود ، شتافتند و فقط دوازده مرد و هفت زن ، باقى ماندند . « 2 » خداوند نيز در سورهء جمعه ، به همين مطلب ، اشاره فرموده است كه : وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً . « 3 » آيا گروهى كه براى تعيين خليفه ، در سقيفه تشكيل جلسه دادند ، اعلان عمومى و معرّفى على ( ع ) به وصايت و خلافت ، در روز غدير خم را فراموش كرده بودند ؟ ! زبير بن بكّاركه از كهنترين مورّخان است ، در كتاب خويش مىنويسد : عموم مهاجران و انصار ، شك نداشتند كه صاحب امر [ حكومت ] و وصىّ پيامبر خدا بعد از آن حضرت ، كسى جز على نيست . « 4 » چگونه اين افراد ، وصايت على ( ع ) را فراموش كردند و به دنبال تعيين خليفه بودند ؟ !
--> ( 1 ) . تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 67 . ( 2 ) . القرآن الكريم و روايات المدرستين ، ج 2 ، ص 401 و 402 . ( 3 ) . سورهء جمعه ، آيهء 11 . ( 4 ) . الأخبار الموفقيات ، ص 580 .